کاربر ميهمان خوش آمديد
 
Skip Navigation Links

 

« تلفيق ديدگاه هاي سازمانها »

این مقاله  توسط مرجان مشفقی گردآوری  شده است .

مقدمه :

     سازمانها (1)در رهبري دنياي معاصر نقش دارند . در واقع حضورشان هم اکنون برشئون مختلف زندگي موثر است . به سخن پي تر  دراکر(2)     « جوانان امروز بدانسان که اجدادشان کشت وزرع مي آموختند بايد سازمانها را بياموزند . »

    مسلما اين تنها جامعه معاصر نيست که در بردارنده سازمان است و سازمان تنها خصوصيت بارز و برجسته جوامع معاصر نمي باشد. در تاريخ و در تمدنها يي چون تمدن چين ، يونان و هند سازمانها وجود داشته اند . منتهي در جوامع صنعتي امروز بر تعداد اين سازمانها ، قلمرو و تنوع وظايف آنها افزوده شده است . امروز علاوه بر سازمانها ي کهن که به انجام وظايفي چون سرباز گيري ، اداره امور عمومي و گرد آوري ماليات مشغولند ، سازمانهائي با وظايف متنوع تر به وجود آمده اند که وظايفي چون اکتشاف ( توسط سازمانهاي تحقيقاتي ) ، اجتماعي  بار آوردن کودکان و بزرگسالان ( مدارس و دانشگاه ها ) ، باز پروري اجتماعي ( بيمارستانهاي رواني و ندامتگاه ها ) ، توليد و توزيع کالا ( شرکتهاي صنعتي ، موسسات نشر و توزيع ، فروشگاه هاي خرده و عمده فروش ) ، عرضه خدمات ( سازمانها خدماتي از رخت شوي خانه عمومي و کفاشي گرفته تا موسسات درماني و مشاوره ) ، دفاع از جان و مال ( اداره پليس ، شرکتهاي بيمه ) و ... را در بر مي گيرد . به اعتقاد پارسونز « توسعه و رشد سازمانها يک شيوه اساسي در يک جامعه مرکب از اجزاء متفاوت و متمايز ، براي تحقق اهدافي است که فرد بتنهائي قادر به دستيابي و انجام آن نيست » است .

ديدگاه ها (3)

     سه ديدگاه در مورد سازمانها وجود دارد . ديدگاه هاي سيستم حقوقي(4) ، حقيقي(5) و باز (6)که مکمل يکديگرند . اين ديدگاه ها در زمانهاي مختلفي پديد آمده اند و هر يک ويژگي شکل پذيري خود را نشان مي دهند ، اما در عين حال مي توانند مکمل يکديگرباشند

سازمانها از ديدگاه سيستم ها حقوقي :

     از نقطه نظر اين ديدگاه ، سازمانها ابزاري هستند که براي رسيدن به هدف هاي خاص طراحي شده اند . نظريه پردازان سيستم حقوقي بر « مشخص بودن هدف » و « رسمي شدن » تأکيد دارند . زيرا که هر يک ازاين عناصر در منطقي شدن رفتار سازماني نقش عمده اي ايفا مي کنند ، مانند : کلاسيک ها .

     اساسا الگوي حقوقي به الگوي « ماشينی ماند که سازمان طبق آن ساختاري مرکب از اجزاء قابل کنترل است و هر جزء براي افزايش کارآئي کلي تنظيم مي شود . ». طبق گفته گلدنر(7)           

هريک از عناصر سازماني به عنوان موردي در نظر مي آيد که بايد به طور موفقيت آميز و طبق نقشه تنظيم و با تصميم سنجيده به کارافتد .

     رسمي شدن مي تواند به منطقي شدن منجر شود و موجب عينيت بخشيدن به ساختار گردد . به استثناي وبر، نظريه پردازان اوليه سيستم حقوقي به اثر بافت وسيع تر اجتماعي  ، فرهنگي و تکنولوژي بر ساختار رفتاري سازمان توجه چنداني نداشتند و توجه بر نمود هاي دروني سازمانها متمرکز بود .

سازمانها از ديدگاه سيستم هاي حقيقي :

     اينان رفتار سازماني را مد نظرقرار دارند . مثل نظريه پردازان سيستم حقوقي بر مشخص بودن هدف و رسمي شدن تأکيد دارند ، ليکن ادعا مي کنند در گروههاي اجتماعي ويژگيهاي مهمتري مانند : ويژگيهاي مشترک همه گروهاي اجتماعي وجود دارد . به نظر آنان ساختار هاي رسمي که عمدتا براي تنظيم رفتار در جهت هدفهاي خاص ايجاد شده اند با پيدايش ساختارهای غير رسمي و تحت تأثير آن تکميل مي شوند ، تحريف مي گردند و تغيير شکل مي يابند . در اين سازمانها اعضاء به دنبال منافع چندگانه ، مجزا و مشترک هستند ولي ارزش تداوم سازمان به عنوان يک منبع مهم را مي شناسند ، مانند: مکتب روابط انساني .

سازمانها از ديدگاه سيستم هاي باز :

     از نقطه نظر اين ديدگاه سازمانها سيستم هاي بسته نيستند که از محيط اطراف خود جداشده باشند ، بلکه سازمانها سيستم هاي باز هستند و به جريان افراد ، اطلاعات و منابع از خارج وابسته هستند . ازديدگاه سيستم هاي باز محيط به سازمانها شکل مي دهد ، از آنها حمايت مي کند و در انها نفوذ دارد .

تلفيق ديدگاه ها :

     تعدادي از نظرپردازان با توجه به اينکه می توان هر يک از ديدگاهها را برگزيد ، سعي دارند تا قواعد دربرگيرنده تري که بتواند بخشهاي برگزيده اي از ديدگاه هاي پيش از خود را ترکيب نمايد به وجود آورند . ما به اختصار سه چارچوب – مدلهاي اتزيوني ، لاورنس و لورچ و تامپسون- (8)    را بررسي مي کنيم .

الگوي ساختگراي اتزيوني :

     معتقد است که ديدگاه هاي حقيقي و حقوقي مکمل يکديگرند . الگوي ساختگرا به ساختارهاي غير رسمي و رسمي و به خصوص به روابط بين آنها ، به چشم انداز گروههاي غيررسمي و روابط بين چنين گروههايي در داخل و خارج سازمانها ، به پاداشها ي مادي و اجتماعي و درون سازي آنها و به تعامل محيط و سازمان توجه يکساني دارد .

 

الگوي اقتضايي لاورنس و لورچ :

     اين بحث فرض مي کند که سيستم هاي مختلف ، کم وبيش به خوبي با محيط هاي مختلف سازگار می شوند . شرائط محيطي تعيين مي کند چه سيستمي بقاء يا توسعه مي يابد . آنهايي که به بهترين وجه سازگار شوند بيشتر ممکن است شکوفا گردند . لاورنس و لورچ ديدگاه سيستم هاي باز را چارچوبي که مي تواند در برگيرنده ديدگاه هاي حقوقي و حقيقي باشد مي انگارند .

الگوي سطوح تامپسون :

     تامپسون معتقد است که هرسه ديدگاه اساسا  مي توانند صحيح و براي همه قسمتهاي سازمانها کاربرد داشته باشند . با اين حال شدت کاربرد آنها براي همه موقعيتهاي سازماني يکسان نيست . او تمايز بين سطوح سازماني را از پارسونز(9) اقتباس مي کند ، بدين ترتيب که :

1-     سطح فني : بخشي ازسازمان که عمليات توليدي تبديل داده هابه ستانده ها را اجرا مي کند .

2-  سطح مديريتي : بخشي از سازمان که طراحي و کنترل سيستم توليد ، تدارک داده ها و ترتيب و تنظيم ستانده ها و تأمين و اختصاص کارکنان به کارها را بعهده دارد.

سطح نهادي : بخشي که سازماني را به محيط بزرگتر خود مرتبط ، قلمرو سازمان را تعيين ، مرزهاي آن را ايجاد و مشروعيت آن را تأمين مي کند .

     تامپسون هر يک از سه ديدگاه را مناسب سطح خاصي از سازمان در نظر مي گيرد : ديدگاه سيستم حقوقي براي سطح فني ، ديدگاه سيستم حقيقي براي سطح مديريتي و ديدگاه سيستم باز را براي سطح نهادي مناسب مي داند .

خلاصه و نتيجه گيري :

     در بحث تلفيق ديدگاه ها سه ديدگاه وجود دارد که اتزيوني شيوه ساختار گرا را مطرح مي سازد . او معتقد است که الگوهاي سيستم حقوقي و حقيقي با توجه متمرکز بر تمايلات متعارض موجود در همه سازمانها مکمل يکديگرند . لاورنس و لورچ پيشنهاد مي کنند که همه سازمانها سيستم هاي باز هستند و شکلهاي حقوقي و حقيقي به عنوان ساختارهاي تطبيقي متفاوت در پاسخ به شرائط محيطي مختلف پديد مي آيند و تامپسون معتقد است که هر 3 ديدگاه بطور متمايزي براي سطوح مختلف ساختار يک سازمان به کار گرفته مي شوند ، سيستم باز براي تحليل سطح نهادي کاملا مناسب است ، سيستم حقيقي به بهترين نحو براي سطح مديريتي به کار مي رود و سيستم حقوقي براي سطح فني مناسب ترين ديدگاه است . به طور کلي مي توان نتيجه گرفت که نمي توان گفت تنها يک نوع سازمان بهترين شکل سازمان است بلکه سازمان مي تواند از چندين نوع شکل ايده آل برخوردار باشد و تجانس اين شکلهاي سازماني را مي توان برحسب توافق بين شکل سازمان و تقاضاي هاي محيط آن تعيين کرد ...

 

منبع : اسکات ، ريچارد ( 1380 ) سازمانها ( سيستم هاي حقوقي ، حقيقي وباز ) ، ترجمه دکتر محمد رضا بهرنگي . تهران : نشر کمال تربيت

********************************************************

1. Organizations

2. Peter    Druker

3. Perspectives

4. Rational    System

5. Natural    system

6. Open   System

7. Gouldner

8. Of  Etzoni / Of  Lawrence  And  Lorsch  ,and  Thompson

9. Parsons

 

 
  Copyright © 2007 - 2010Management Society. All Rights Reserved.